" />
X
تبلیغات
رایتل


سلام بر دوستداران طبیعت

                                                            

مثال مستندی عرض می کنم تا منظور و مقصود این نوشته را بتوانم برسانم. یک نفر(شخصی که اسمش را نمی برم ودر مثال مناقشه نیست) چند سال پیش یک میلیون تومان به اینجانب بدهکار بود و یک سال امروز و فردا می کرد و اینجانب هم روی ان پول  دردخل و خرج خود حساب کرده بودم که نمی داد. بعد از یک سال تصمیم گرفتم اگر ایشان را ببینم برخورد نمایم که اتفاقا همان روز دیدم. بالاخره ما بی ادب نیستیم که یقه کسی را بدلیل بدهکاری بچسبیم ویا اسائه ادبی کنیم. بعد از دست دادن که می خواستم برای طلب خود به ایشان بگویم گفت که اگر در جیبت پول داری 500 تومان (500 تک تومان) به من قرض بده پول نان خریدن برای شب ندارم. اینجانب ادم احساسی افراطی هستم و بالاخره حمل بر صحت نمودم واگر نمی دادم شب خوابم نمی برد. این سخن مثل یک بشکه اب یخ برسر اینجانب بود که همه ناراحتی وعصبانیتم از بین رفت ودر جیب خود 2 هزار تومان داشتم که انرا هم تقدیم ایشان کردم و پیاده به خانه امدم. حالا حکایت ماهیگیری اینجانب در رودخانه هم عین مثال فوق شده است.اینجانب با خانواده ام به ماهیگیری با قلاب رفتیم از شب قبل وسایل خوراکی کامل اماده کردیم وبه فرزندانم قول ماهیگیری ویا شفافتر عرض کنم پز ماهیگیری بزرگ دادم و صبح زود حرکت کردیم. محل ماهیگیری رودخانه ای بطول حدودا 40 کیلومتر و کنار جاده اصلی به فاصلعه 10- 20 متر بود. اینجانب هم به زن وبچه قول کباب ماهی داده بودم و اساسا ماهیگیری با خانواده خوش است در صد جای جاده ماشین را نگه داشتیم وبا لنسرها و لوازم عالی درجه کنار رودخانه رفتیم. انواع طعمه ها را برده بودیم مرغ درسته برده بودیم و غذا برای خوراکی وناهار خودمان برده بودیم برای اولین بار از پوست مرغ برای طعمه استفاده کردم وبا لنسر به اب انداختم.در یک یک لحظه بعد از انداختن طعمه چون قابل شمارش نبود شاید میلیونها بچه ماهی 10-20 گرمی طعمه را از گرسنگی تکه پاره کردند ولنسر خالی را بیرون کشیدم . صد بار در جاهای مختلف رودخانه همین کار را کردم و نتیجه همان بود که عرض کردم . نهایتا به خانواده ام گفتم هرچه غذا و خوراکی در ماشین داریم بیاورید واوردند 4 بسته نان لواش و غذای پخته شده ولوازم دیگر خوراکی بود وقتی تکه های نان را به رودخانه ریختم در یک لحظه با هجوم شدید میلیون ماهی گرسنه مواجه شدم که نان را بطرف خود می کشیدند ودر عرض یک دقیقه کامل خوردند اب نیز جریان بسیار ارامی داشت و همه چیز را می دیدم در نهایت همه غذاهای موجود برای خوراک خودمان بخصوص نان را به اب انداختم که میلیونهاها ماهی 10- 20 گرمی یک دقیقه برای خوردن فرصت ندادند. واقعا دلم سوخت و خانواده که از اینجانب بیشتر احساسی هستند بشدت متاثر شدند.تاکنون صد بار به ان رودخانه رفته ام و همان است که همان است بجای ماهی گرفتن نان برای ماهیها می بریم

واقعا ما که انسان هستیم به غذا احتیاج داریم ایا ماهی نیز که جان دارد به غذا احتیاج ندارد؟ضمن اینکه ماهی بهترین غذای مردم است که سلامتی انسانها را بدنبال دارد و ماهیگیری ورزشی نیزعالیترین ورزش همگانی برای تمامی اقشار ملت است. سوال مشخص این است که اگر صدها میلیارد بلکه بیشترماهی موجود در یک رودخانه کنار جاده که دیدیم بزرگ شوند تا چه اندازه پروتئین تامین می شود؟ تا چه اندازه خانواده ها و ورزشکاران ماهیگیر به ورزش مفرح ماهیگیری با قلاب در رودخانه سرشان گرم می شود؟ واقعا متولی این موضوع چرا را رسیدگی نمی کند؟چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است تشریف ببرد و ببیند. البته عدم بزرگ شدن ماهیهای ان رودخانه اگر چه عامل اصلی نبودن غذاست ولی عوامل مخرب دیگری نیز تاثیر دارد همان رودخانه با هزینه اندکی می تواند دنیای خیر وبرکت باشد ایا تامین مواد غذایی ماهیان سخت است؟ کمپوست ورمی که می تواند ماهیان را به اندازه ای سیر کند که حتی طعمه قلاب را هم نخورند. از طرفی عوامل دیگری در ریز ماندن ماهیها ی ان رودخانه تاثیر مستقیم دارند که به علت عدم تبلیغ برای خلاف از ان می گذرم..امیدوارم فکری به این رودخانه که در حکم گنج است بشود البته شاید رودخانه های زیادی مشابه رودخانه فوق باشد که خبر ندارم ولی این مشکل و معضل را به  چشمان خود دیدیم و غروب در رستوران غدا خورده دست خالی به خانه برگشتیم و حتی یک ماهی بزرگ نبود که دل فرزندانم شاد شود چون در ماهیگیری با قلاب بیشتر فرزندان و کودکان و نوجوانان هستند که خوشحال می شوند