" />
X
تبلیغات
رایتل

دریاچه یخ زده زریبار در یکی از سالهای اخیر

خواهشمندم هر دو ویدئوی زیر را ملاحظه فرمایید تا در جریان باشید که پرورش ماهی کپور در دریاچه زریبار اشتباه علمی است


مریوان در غرب کشور شهری گردشگری است و بدلیل هم مرز بودن با عراق اجناس وارد شده و از اقصی نقاط کشور برای خرید به این شهر زیبا مسافرت می شود ولی مریوان دارای پناسیل بسیار بزرگی جهت جذب گردشگر مضاعف و نیز کسب درامد می باشد که بدلیل علمی مغفول مانده و توسعه نیافته ویا ترجیحا توسعه اشتباه یافته است. دلیل واضح عدم توسعه یافتگی مریوان عدم توسعه یافتگی دریاچه زریبار بزرگ و منحصر بفرد می باشد.علم می گوید کپور ماهیان در 18 الی 25 درجه سانتی گراد تغذیه می کنند ودر 7 در جه سانتی گراد بطور کلی تغذیه کپور ماهیان متوقف می شود کپور ماهیان ماهیان گرم ابی هستند که با شرایط سردسیری مریوان هیچگونه سنخیتی جهت پرورش ندارد تا پرورش یابد . دلیل مشخص و واضح و قابل درک برای هر خواننده ای این است که هر ماهی کپور در سال تا یک صدها هزار تخمریزی می کند و اگر همه تخمریزیها به ماهی تبدیل شود که اصولا باید بدلیل شرایط خاص دریاچه بلحاظ نیزار چنین شود دریاچه مریوان از ازدیاد ماهی می بایست منفجر شود در حالیکه همه ساله 300 هزار بچه ماهی در دریاچه زریبار رها سازی می شود که فقط در تابستان که میزان دما مناسب است رشد می کنند ,و بعید است  به اندازه هزینه بچه ماهی رها سازی شدهدرامد داشته باشد وقتی دریاچه ای در بعضی سالها یخ می بندد ویا درجه حرارتش به نزدیک صفر می رسد پرورش کپور ماهیان در زریبار مانند کاشتن خرما در کردستان است که بطور طبیعی هرگز ثمر نمی دهد. درهر مکانی مطابق با وضعیت اقلیمی خود ماهیان خاصی را می توان پرورش داد ضمن اینکه موضوع غیر علمی بودن پرورش کپور ماهیان در دریاچه زریبار یکی از موانع است و موانع علمی دیگری نیز وجود دارد که با وضعیت موجود امکان پیشرفت ندارد  اگر از مسئولین دلسوز از اینجانب تقاضا نمایند در قبال حق مشاوره تئوری علمی تقدیم خواهم نمود که از طریق دریاچه زریبار دهها ,وشاید صدها میلیارد تومان و بلکه بیشتر برای مردم نجیب مریوان کسب درامد شود.

ویدئوی زیر در یزد که از مناطق گرمسیری کشور است در مورد پرورش ماهی کپور تهیه شده است لطفا ویدئوی زیر را ملاحظه فرمایید  

درجریان باشید که در یک مزرعه کوچک پرورش ماهی در یزد چه علمی بکار رفته است و انرا با دریاچه ارزشمند زریبار مقایسه فرمایید که با 30 میلیون متر مکعب اب  رشد منفی دارد که هرساله به دریاچه 300 هزار بچه ماهی رها می شود منبع ویدئوی زیر سایت وزین نگاه


امیدوارم ذهنینت بیننده محترم چون ماهی قزل الا سردابی است متوجه ان نشود که پرورش ماهی قزل الا فاکتورهای بسیار زیادی را می طلبد که در دریاچه زریبار فراهم نیست

سلام بر دوستداران طبیعت

                                                            

مثال مستندی عرض می کنم تا منظور و مقصود این نوشته را بتوانم برسانم. یک نفر(شخصی که اسمش را نمی برم ودر مثال مناقشه نیست) چند سال پیش یک میلیون تومان به اینجانب بدهکار بود و یک سال امروز و فردا می کرد و اینجانب هم روی ان پول  دردخل و خرج خود حساب کرده بودم که نمی داد. بعد از یک سال تصمیم گرفتم اگر ایشان را ببینم برخورد نمایم که اتفاقا همان روز دیدم. بالاخره ما بی ادب نیستیم که یقه کسی را بدلیل بدهکاری بچسبیم ویا اسائه ادبی کنیم. بعد از دست دادن که می خواستم برای طلب خود به ایشان بگویم گفت که اگر در جیبت پول داری 500 تومان (500 تک تومان) به من قرض بده پول نان خریدن برای شب ندارم. اینجانب ادم احساسی افراطی هستم و بالاخره حمل بر صحت نمودم واگر نمی دادم شب خوابم نمی برد. این سخن مثل یک بشکه اب یخ برسر اینجانب بود که همه ناراحتی وعصبانیتم از بین رفت ودر جیب خود 2 هزار تومان داشتم که انرا هم تقدیم ایشان کردم و پیاده به خانه امدم. حالا حکایت ماهیگیری اینجانب در رودخانه هم عین مثال فوق شده است.اینجانب با خانواده ام به ماهیگیری با قلاب رفتیم از شب قبل وسایل خوراکی کامل اماده کردیم وبه فرزندانم قول ماهیگیری ویا شفافتر عرض کنم پز ماهیگیری بزرگ دادم و صبح زود حرکت کردیم. محل ماهیگیری رودخانه ای بطول حدودا 40 کیلومتر و کنار جاده اصلی به فاصلعه 10- 20 متر بود. اینجانب هم به زن وبچه قول کباب ماهی داده بودم و اساسا ماهیگیری با خانواده خوش است در صد جای جاده ماشین را نگه داشتیم وبا لنسرها و لوازم عالی درجه کنار رودخانه رفتیم. انواع طعمه ها را برده بودیم مرغ درسته برده بودیم و غذا برای خوراکی وناهار خودمان برده بودیم برای اولین بار از پوست مرغ برای طعمه استفاده کردم وبا لنسر به اب انداختم.در یک یک لحظه بعد از انداختن طعمه چون قابل شمارش نبود شاید میلیونها بچه ماهی 10-20 گرمی طعمه را از گرسنگی تکه پاره کردند ولنسر خالی را بیرون کشیدم . صد بار در جاهای مختلف رودخانه همین کار را کردم و نتیجه همان بود که عرض کردم . نهایتا به خانواده ام گفتم هرچه غذا و خوراکی در ماشین داریم بیاورید واوردند 4 بسته نان لواش و غذای پخته شده ولوازم دیگر خوراکی بود وقتی تکه های نان را به رودخانه ریختم در یک لحظه با هجوم شدید میلیون ماهی گرسنه مواجه شدم که نان را بطرف خود می کشیدند ودر عرض یک دقیقه کامل خوردند اب نیز جریان بسیار ارامی داشت و همه چیز را می دیدم در نهایت همه غذاهای موجود برای خوراک خودمان بخصوص نان را به اب انداختم که میلیونهاها ماهی 10- 20 گرمی یک دقیقه برای خوردن فرصت ندادند. واقعا دلم سوخت و خانواده که از اینجانب بیشتر احساسی هستند بشدت متاثر شدند.تاکنون صد بار به ان رودخانه رفته ام و همان است که همان است بجای ماهی گرفتن نان برای ماهیها می بریم

واقعا ما که انسان هستیم به غذا احتیاج داریم ایا ماهی نیز که جان دارد به غذا احتیاج ندارد؟ضمن اینکه ماهی بهترین غذای مردم است که سلامتی انسانها را بدنبال دارد و ماهیگیری ورزشی نیزعالیترین ورزش همگانی برای تمامی اقشار ملت است. سوال مشخص این است که اگر صدها میلیارد بلکه بیشترماهی موجود در یک رودخانه کنار جاده که دیدیم بزرگ شوند تا چه اندازه پروتئین تامین می شود؟ تا چه اندازه خانواده ها و ورزشکاران ماهیگیر به ورزش مفرح ماهیگیری با قلاب در رودخانه سرشان گرم می شود؟ واقعا متولی این موضوع چرا را رسیدگی نمی کند؟چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است تشریف ببرد و ببیند. البته عدم بزرگ شدن ماهیهای ان رودخانه اگر چه عامل اصلی نبودن غذاست ولی عوامل مخرب دیگری نیز تاثیر دارد همان رودخانه با هزینه اندکی می تواند دنیای خیر وبرکت باشد ایا تامین مواد غذایی ماهیان سخت است؟ کمپوست ورمی که می تواند ماهیان را به اندازه ای سیر کند که حتی طعمه قلاب را هم نخورند. از طرفی عوامل دیگری در ریز ماندن ماهیها ی ان رودخانه تاثیر مستقیم دارند که به علت عدم تبلیغ برای خلاف از ان می گذرم..امیدوارم فکری به این رودخانه که در حکم گنج است بشود البته شاید رودخانه های زیادی مشابه رودخانه فوق باشد که خبر ندارم ولی این مشکل و معضل را به  چشمان خود دیدیم و غروب در رستوران غدا خورده دست خالی به خانه برگشتیم و حتی یک ماهی بزرگ نبود که دل فرزندانم شاد شود چون در ماهیگیری با قلاب بیشتر فرزندان و کودکان و نوجوانان هستند که خوشحال می شوند

دوستان گل

سلام ودرود بر شما

خاطره ای از 25 سال پیش از ماهیگیری انبوه با الفبای لوازم ماهیگیری عرض می کنم که می تواند برای پرورش اردک ماهی فوق العاده مفید باشد.در اوایل زمستان شنیدم که توسط افرادی مبتدی در امور ماهیگیری در کنار دریای خزراردک ماهی زیادی گرفته می شود. اینجانب نیز مهمان فامیلی بودم وسایل ماهیگیری خود را برداشته وبه کنار دریا رفتم. دیدم بله کاملا درست است. البته وقتی کنار دریا را عرض می کنم منظور گرفتن ماهی از خود دریا نیست که تلاطم دریای خزر وحشتناک بود بلکه همانطور که همگان دیده اند بطور معمول ودر بسیاری از سواحل دریای خزر وبه فاصله 100 متری ویا کمتر وبیشتر  مردابی بزرگ شکل می گیرد که در ان منطقه نیز مرداب بزگی وجود داشت که نیزار بود ودر بالای مرداب نیز مزارع برنج وجود داشت که 4 ماه از فصل برداشت گذشته بود ودر اثر بارندگی زیاد مزارع برنج نیز که بصورت کرت بندی شده بود زیر اب رفته بود.بطور اساسی وضعیت ماهی در مرداب ومزارع برنج طوری بود که اردک ماهیان با چشم در داخل اب بطور انبوه وواضح دیده می شد ولی رفتن به داخل مزرعه برنج بدلیل باطلاقی بودن مشکل بود و نیازی نیز نبود. یک جوان محلی یک چوب 2 متری از درخت بریده وانرا لنسر خود کرده بود و حدود 7-8 متر نیز نخ 100 به چوب بسته ودر انتها یک قلاب چنگکی با یک قاشقک از حلبی بسته بود وقتی کیسه بزرگ اردک ماهی گرفته شده اش را نگاه کردم کیسه پر از اردک ماهی 2- 3 کیلویی بود وقتی ماهیگیری ایشان را دیدم این بود که بعد از پرتاب به 5-6 متری مرداب حتی یک مورد بدون ماهی بیرون نمی اورد این نمونه یک ماهیگیری فوق العاده موفق توسط یک فرد روستایی بسیار مبتدی بود. اینجانب لوازم کامل را داشتم وبه اندازه نیاز شکار کردم چون تجارت ماهی نمی کردم و فقط ماهیگیری ورزشی می کردم که البته 10 تا اردک ماهی بزرگ را با خود به خانه اوردم در چنین شرایط مرداب و حتی مزرعه پر از اردک ماهی مرا به تفکری انداخت که ایکاش از این نعمت خدادادی که همه امکانات بصورت خدادای فراهم است بطور موثر در اقتصاد و یا ورزش ماهیگیری استفاده کنیم. جای جای حاشیه دریای خزر که مردابی دارد اعلی درجه برای پرورش اردک ماهی است.اینجانب کارمند بودم و فردایش به شهری که کارمند بودم رفتم ونتوانستم دوباره به انجا بیایم.

1--خاطره جالب از ان ماهیگیری نیز دو مورد حاشیه ای است که 10 ماهی بزرگ را که گرفته بودم را به خانه فامیلی که مهمان انها بودم اوردم. البته موضوعی که عرض می کنم موضوع شرعی است که در همه خواهران ما وجود دارد واز طرفی هم شما عزیزان نمی شناسید تا ریا باشد به اینجانب گفته شد که فلان خانم جوان که ازدواج کرده وباردار است به ویار شدید برای خوردن اردک ماهی دچار شده است همه ماهیها را برای ان خانم فرستادم.

2—یکی از روسای ادارات نیز با دو پسرش به تماشای ماهیگیری امده بود و پسرانش 10 -12 ساله بودند با وجود عدم وسایل یک نخ و قاشقک به ایشان دادم که برای خودشان تفریح ماهیگیری کنند که با دست پرتاب می کردند که ان اقا یک ماهی خوب گرفت. اساسا این سوال مطرح است ایا کسی که اساسا ماهیگیری نکرده باشد وبا دست قلاب را برای اردک ماهی در 4 متری پرتاب کند ویک ماهی بزرگ نیز بگیرد چقدر ماهی در ان مرداب وجود دارد و علت چنین رشد و نمو فوق العاده زیاد چیست؟ که در جای خود به نگارش مفصل نیاز دارد وبه ان خواهم پرداخت که چنین جاهایی واقعا به منزله طلا برای کسب درامد از طریق پرورش ماهی است که هم به نفع کشور و هم به نفع مردم واز هر نظر قطعا خیر است. البته در هرجای دیگر کشور نیز متناسب با شرایط اقلیمی ان منطقه قطعا امکانات ارزشمند برای سایر ماهیان نیز وجود دارد در هر صورت یکی از فرزندان ان اقای رییس اردک ماهی گرفته شده توسط پدرش را که بر روی شن بود و شن الود شده بود کنار اب برد تا بشورد که ماهی در یک لحظه از دست پسر نوجوان در رفت و به اب بازگشت. استحضار دارید که ماهی شکار شده بسیار لذت دارد بخصوص برای بچه های در ان سن وسال. نمی داتنید دوبرادر نوجوان چه دعوایی کردند که ماهی زنده را هم می شورند؟ به هرحال دادن ماهی به انها هیچوقت جای شکار توسط پدرشان را نمی گرفت

البته نگه داشتن ماهی زنده که درنرود خود یک تخصص است که باید سر ماهی را محکم گرفت که بدلیل لیز بودن ماهی ان نیز زیاد مطمئن نیست و اینجانب به خانه امدم اکنون همان بچه ها پزشک هستند قطعا اینجانب نیز معتقدم لوازم وامکانات سطح بالای ماهیگیری بسیار ارزشمند است ولی همه چیز امکانات ماهیگیری نیست بلکه ماهی باید به اندازه کافی بلکه بیشتر از کافی باید وجود داشته باشد تا بتوان چند تا با قلاب صید کرد و کوچکها را رها کرد.امیدوارم  که شاهد پرورش ماهی بر اساس نقاط ارزشمندی که در کشور وجود دارد بطور اکمل باشیم

منتظر مطالب بعدی باشید دوستان گل

 

 

ماهیگیری با قلاب در 6 سالگی

50 سال پیش و از  6 سالگی که به ماهیگیری با قلاب علاقمند بودم وسایل ماهیگیری امروزه وجود نداشت و اینجانب هم از اولین وسایل ماهیگیری با قلاب محروم بودم و نداشتم ولی علاقه به ماهیگیری با قلاب چیزی است که انسان دنبال ان می رود و چیزهای اولیه نیز اختراع می کند.اینجانب در 6 سالگی بدلیل علاقه به ماهیگیری با قلاب و نداشتن هیچگونه وسایل چوب 3 متری از چوب درخت تهیه نمودم و نخ 5 متری ابریشمی که با ان برای کارهای منزل استفاده می شد از منزل برداشتم و یک سنجاق که با ان  برای سنجاق کردن لباس و ملزومات خانگی استفاده می شد و هنوز نیز وجود دارد برداشتم و چوب و نخ و قلابی به این صورت اولیه درست کردم اکنون که یاد دوران کودکی می افتم برایم فوق العاده جالب است. کرم خاکی نیز طعمه بود که به وفور وجود داشت و به برکه ای نزدیک ابریز سد در نزدیکی خانه رفتم که ابریز به دریای خزر وصل می شد و طبیعی بود در ان ماهی وجود داشت. با ان وسایل فقط می توانستم بصورت رو ابی ماهیگیری نمایم  ولی بدلیل نداشتن الفبای امکانات از جمله چوب پنبه نمی توانستم بدانم که ماهی به سنجاق نوک می زند یا خیر؟تنها راهش این بود که که چوب را در دستم نگه دارم و نوک زدن ماهی را با دست خود احساس نمایم که چنین کردم  در اولین و چندمین بارهمانکه احساس کردم ماهی به قلاب نوک می زند چوب رابا توانایی کودکانه که داشتم ولی ناشی بودم با شدت و سرعت به طرف بالا و برعکس می کشیدم در اولین روزها و مدتها ماهیگیری ام چنین بود که در اولین و چندمین بار که ماهی به سنجاق افتاد با شدت و سرعتی در اخرین حد توانایی چوب را بالا و بر عکس کشیدم که ماهی در سنجاق افتاده از سنجاق هم در رفت و در فاصله 30 متری داخل باغ فامیلهایمان افتاد که بدنبال ماهی رفتم و در باغ پیدا کردم و از خوشحالی با همان یک ماهی که نسبتا بزرگ هم بود با سرعت دوندگی زیاد به خانه دویدم و رفتم و ماهیگیری خودم را نشان خانواده دادم. واز ان به بعد مدتها همین نوع ماهیگیری می کردم تا اینکه تجربه کسب نمودم که چوب را با ان شدت و سرعت بالا نکشم که ماهی بیچاره به 30 متری و باغ پرتاب شود 

دوستان گل

در استان گیلان اکثر مردم ماهیگیر هستند بسیاری ماهیگیر حرفه ای هستند که تور ماهیگیری را در حدود 100 ویا 200 کیلومتری داخل  دریا بنوعی که وارد نیستم کار گذاشته وهر روز صبح با قایق موتوری به سراغ تورهایشان می روند که حاصل ان عمدتا ماهی سفید دریای خزر است که بحث دیگری است و حرفه و هندوانه- شغلشان است و توسط شیلات حمایت نیز می شوند.

بحث ما ماهیگیری با قلاب است که پیرمردان نیز به ان مشغولند و در اعلی درجه حرفه ای هستند. اینجانب کنار دریا جهت ماهیگیری رفتم جماعتی را دیدم که با قلاب ماهیگیری می کنند .در این میان دایی پدرم که انسان بسیار ثروتمندی نیز می باشد ماهیگیری ایشان بسیار جالب بود. ایشان حدود 80 سال داشته و نوه و نتیجه هم دارد. فصل تابستان گرم بود.ایشان یک صندلی پلاستیکی اعلی در کنار دریا گذاشته و بر روی ان نشسته بود کلمن بزرگ یخ در کنارش بود که ماهی گرفته را در ان بگذارد.هندوانه و انواع اقسام نوشیدنی و خنک کننده همراه داشت و سایبانی نیز زده بود تا افتاب او را نسوزاند و ماشین نیز در اختیارش بود خلاصه ماهیگیری با کلاس بالا داشت .لنسر و موتور و نخ و وزنه و طرز بستن نخ و قلاب وزنه طوری بود که از اعلی درجه بود. بنده پیش ایشان رفتم تا ببینم با ان سن وسال چقدر پرتاب دارد؟وقتی لنسر را خواست پرتاب کند نخ و وزنه را ازاد کرد و پشت سرش بطول 8 متر روی زمین ریخت و به پشت خم شد و هنگام پرتاب و ازاد نمودن وزنه و نخ من فقط دیدم که وزنه و نخ در هوا بسرعت می رود که در حدود 150 متری فرود امد ولنسر راقفل کرده وبر روی دو پایه ای مخصوص گذاشت در عرض یک دقیقه نوک لنسر که ذره ای تکان خورد لنسر را بالا اورد و بدون مشکل و بصورت کاملا روان در 30 ثانیه ماهی کولی را بیرون کشید و بطرف من گرفت و گفت خواهر زاده بفرما از قلاب جدا کن مال شما.کلمن ایشان پر ماهی بود و پرتاب ایشان عالی و ماهیگیری ایشان نیز نمره 20 در ان سن و سال. اکنون نیز که در پیری کامل است دست بردار نیست واگر ماهیگیری نرود حالش بد می شود . عمویی نیز دارم که 75 سال دارد و باز نشسته 20 سال پیش است و نوه و نتیجه دارد تیمی از دوستان ماهیگیری با قلاب دارد وفقط با ماهیگیری صفا می کند .انان هیچگاه به ارزش مالی ماهی نیاز ندارند و به دوست و فامیل می دهند ولی عشقشان است بسیاری از مردم گیلان چنین هستندو پیشکسوت ماهیگیری با قلاب هستند ولی جالب ماهیگیری با کلاس دایی پدرم بود که هندوانه در زیرسایبان به دوستان تعارف می کرد


خاطره ماهیگیری در شهر توریستی کنار دریای خزر

یک روز گرم تابستان برای ماهیگیری با قلاب به کنار دریا رفتم از قضا چند روز تعطیل رسمی بود و گردشگران چند صد هزار نفری به شمال امده بودند و بیشترشان در ساحل دریا با خانواده هایشان بودند درکنار دریا به وسعت تقریبی 100 هکتار دریاچه ای تشکیل شده بود که وصل به دریا بود و بطور طبیعی ماهیان دریا در انجا نیز وجود داشتند. درخیل عظیم گردشگر که از اقصی نقاط کشور مهمان بودند جایی پیدا نکردم تا به ماهیگیری با قلاب مشغول شوم به ناچاردر همان وسط جماعت عظیم مهمان قلاب را طعمه زده به 120 متری وسط اب پرتاب نمودم و زنگوله ای نیز به نوک لنسر زدم جماعت عظیم مهمان اعم ازکودکان و دختر و پسر و خانمها و مردان و خانواده ها بر سرم جمع شدند که به یک باره زنگوله و لنسر بشدت تکان خورده و صدا نمود که حاکی از نوک زدن ماهی به قلاب بود که لنسر را بالا کشیدم و سنگینی کشیدن قلاب مشخص نمود که ماهی بزرگی افتاده است. استحضار دارید جماعت اندکی از جامعه ما به ماهیگیری با قلاب علاقه دارد و شاید از نزدیک ندیده باشند. جماعت مهمان که قسمتی دور از اینجانب بودند که با دیدن جماعت جمع شده بر سرم انان نیز جمع شدند. حال چند هزار نفر بر سرم بودند که ماهی را چطور بیرون می کشم و تماشا می کردند جایتان خالی که شنیدن کی بود مانند دیدن. هرکسی نظری می داد. ماهی هرچه نزدیک می شد هیاهو و شادی مهمانان بیشتر می شد.بلاخره وقتی تا 3 متری که ماهی را اوردم و ماهی مقاومت می کرد و جماعت مهمان نیز می دیدند غوغایی بود که وقتی ماهی را بیرون کشیدم همه دوربینهای عکاسی مهمانان بکار افتاده بود ماهی یک کپور حدودا یک کیلویی بود که بعضیها می ترسیدند بعضیها برای ماهی ناز می کردند. ما که حقیقتا بر اساس اموزه های خود به مهمانان اعلی درجه احترام را قائلیم و با خوشرویی با همه انها رفتار نمودم و حتی تا غروب  که به ماهیگیری با قلاب مشغول بودم لنسر را به مهمانان دادم تا خودشان پرتاب کنند که دیدم خطرناک است و احتمال دارد وزنه به سر جماعت بخورد چون فضا برای پرتاب در اثر ازدحام جماعت نبود فقط کشیدن ماهیهای به قلاب افتاده را به مهمانان عزیز سپردم و در اخر نیز ماهیهایی را که به قلاب افتاده بود به چند نفر از مهمانان تقدیم کردم واین ماهیگیری باعث علاقمندی همه ان عزیزان به ورزش ماهیگیری شد چون خودشان لذت ماهیگیری با قلاب را دیدند. شما دوست عزیز که این عرایض را خواندید بهترین ورزش و تفریح مفرح برای خانواده ها ماهیگیری با قلاب است و می توانید بطور خانوادگی و فامیلی به ماهیگیری با قلاب بپردازید و راحتی و سلامت جسم وروح خود را تضمین فرمایید

سلام بر دوستان گل

ماهی را با قلاب شکارکردن با افتادن ماهی در قلاب تفاوت اساسی دارد

ابتداء شکار ماهی ویا ماهیگیری با قلاب و ارزش ورزشی انرا عرض می نمایم و سپس به افتادن ماهی در قلاب می پردازم که ارزش ورزشی ندارد

1--- در شکار ماهی در دریا و یا سدها پرتاب قلاب به نقاط دور تا 120 الی 150 متر ویا بیشتر فوق العاده مهم است چنین پرتاب قلاب زور بازو نیاز ندارد بلکه فاکتورهایی دارد که به عرض می رسانم

*لنسر فوق العاده مهم است انچه که از عالیترین لنسرها در عکس وبلاگ موجود است یکی از ویژگیهای مهم ان قدرت پرتاب دور می باشد و این دلیل دارد که علاوه بر دلایل متعدد به طول لنسر ارتباط دارد که حالت ارتجاعی ان هنگام پرتاب را در بهترین نحو ممکن ایجاد می کند وزنه مناسب نیز مهم است . موتور پرتاب مهمترین است و نهایتا تخصص ماهیگیر پرتاب کننده بسیار مهم و فوق العاده اسان نیز می باشد که لنسر تا اخرین اندازه باز شده و ماهیگیر پرتاب کننده وزنه و قلابها را که به نخ بسته شده را ازاد می کند و سپس وقتی می خواهد پرتاب کند دقیقا در لحظه رها سازی وزنه و قلاب انگشت بزرگ خود را که بر روی نخ گذاشته را بر می دارد که قلاب در چند ثانیه می تواند تا 150 متر پرتاب شود.و این در حالت پرتاب زیر ابی است. در این حالت وزنه در عمق اب به همراه قلاب در دورترین وضعیت پرتاب قرار دارد و ماهیگیر شکار کننده منتظر نمی ماند تا چه وقتی ماهی به قلاب بیفتد بلکه شکار ان  به ان گفته می شودکه چشم ماهیگیر به نوک قلاب است که با نوک زدن ماهی به قلاب که نوک چوب به حرکت در می اید انرا بطرف عکس در حدود نیم متر بالا می اورد که دهان ماهی به قلاب گیر کند  که در ماهیگیری حرفه ای چنین کاری بدیهی است و موفقیت ان تقربا قطعی است و با حالت قدرت موتور که نخ را در طول چند ثانیه همانطور که پرتاب نموده می تواند جمع کند اساسا فرصت را برای ماهی ایجاد نمی کند تا در برود

*- در حالت رو ابی نیز که در رودخانه ها و جاهایی از رودخانه که اب به عللی جریان شدید نداشته باشد بکار می رود که نیاز به نخ طولانی نیست  و وزنه نیز به اندازه عدس بوده و 3 قلاب از ان  اویزان است و در دو متری و بستگی به عمق اب(چوب پنبه ای) به نخ بسته  می شود که روی اب قرار  می گیرد و با فرورفتن چوب پنبه به داخل اب که نشان از نوک زدن ماهی است بلافاصله چوب بالا کشیده می شود و ماهی در قلاب گیر می کند

در حالتهای فوق قفل موتور ویا حتی در ماهیگیری قزل الا ویا اردک ماهی در حالت کشیدن نخ موتور پیشرفته می تواند در حالتی قرار گیرد که صد ایی را که همانند ماهی زخم خورده است ایجاد کند و ماهی را فریب دهد

بسیار مهم و شیرین و لذیذتبخش این است که چنین حس واقعی درماهیگیر ایجاد شود که ماهیگیر ماهی را شکار کرده و به عبارتی گرفته است و شکار ورزشی نیز همین است حال امکان دارد که ماهی کوچک باشد ویا بسیار بزرگ باشد و از 120 متری ویا بیشتر واز عمیقترین نقطه دریا ویا سدها شکار نموده باشد که تاثیر بسیار مهمی در روحیه ورزشی ماهیگیر و دوستان و همراهانش ویا کسانی که عکسهایش را می بینند دارد و مفرح بودن نیز همین است

2- افتادن ماهی در قلاب ارزش ورزشی بسیار کمی دارد اگرچه ماهی بسیار بزرگی نیز باشد چون در این حالت ماهیگیر طعمه ای به قلاب زده و به ده متری ویا نهایتا 20 متری پرتاب می کند و منتظر می ماند که کی ماهی بیفتد و وقتی ماهی تنبلی مثل کپور که معمولا براحتی طعمه را تا اخر می خورد کاملا وبا تنبلی خودش در قلاب گیر کرد انرا بیرون می کشد واین نوع شکار شاید ساعتها ویا یک روز و چند روز طول بکشد و یکبار جواب دهد که وقت تلف کردن است وارزش ورزشی ندارد چون ماهی  خودش در قلاب افتاده است و ماهیگیر انرا شکار نکرده است

نتیجه: ماهی را گرفتن با ماهی در قلاب افتادن تفاوت اساسی دارد


خاطره شیرین ماهیگیری از دریاچه نئور

 

لازم است در ابتداء از موقعیت جغرافیایی و زیبایی دریاچه نئور  خدمت شما بگم این  

 

دریاچه در 48 کیلومتری شهر اردبیل و در یک منطقه مرتفع که و کوهستانی که 2700  

 

متری از سطح دریا استقرار دارد.زیبایی ان بی نظیر است و وصف نشدنی. اب دریاچه  

 

ازدل سنگهای بزرگ کوه به زلالی کامل  تامین می شود. ما 8 دوست تصمیم گرفتیم که  

 

برای ماهیگیری به دریاچه نئور برویم وسایل مورد نیاز را روز قبل اماده و ساعت 4  

 

صبح و قبل از طلوع افتاب کنار دریاچه بودیم.هوا در اواخر تابستان بشدت سرد بود. با  

 

طلوع افتاب به هر طرف نگریستیم فقط اعلی درجه زیبایی طبیعت بود. از همان چای که  

 

هر روز در منزل می خوردیم با خود برده وبا ابی که از دل سنگهای چند صدمتری کوه  

 

به  دریاچه سرازیر است چایی دم کردیم انصافا هرگز در طول عمرم چایی به ان لذیذی  

 

نخورده بودیم و این لذت چایی بخاطر اب زلال ان کوه بود خب حالا شما عزیزان تصور  

 

لذیذی ان ماهی را بفرمایید که در ان اب زندگی میکند و پرورش می یابد و غذای ان فقط  

 

میگوی دریاچه زیباست ما ماهیگیر حرفه ای نبودیم وتقریبا شروع علاقمندی ما به  

 

ورزش ماهیگیری با قلاب بود و وسایل ماهیگیری ما فقط قلاب بود و نخ قلاب ووزنه ای  

 

که به اخر قلاب بسته بودیم و با دست قلاب را به داخل اب پرتاب میکردیم و در کنار اب  

 

چوب نازکی را به زمین زده بودیم و نخ قلاب را به ارتفاع یک متری در بالای چوب  

 

بسته  بودیم و زنگوله مخصوصی هم که گیره داشت به بالای چوب گیره زده بودیم تا هر  

 

وقت ماهی به قلاب افتاد صدا کند و متوجه افتادن ماهی به قلاب باشیم. وقتی به دریاچه  

 

نگاه می کردیم نسیمی دلنواز که می وزید گلهای زیادی که به ارتفاع نیم متری بالای اب  

 

بودند با نسیم حالت رقص به خود گرفته بودند که دل هر انسان با دیدن این عظمت خلقت  

 

به  وجد می امد. طعمه ماهی فقط نوعی گاماروس هست که فقط در همانجا یافت می  

 

شود و اساسا تغذیه ماهییها نیز با ان صورت می گیرد .در اینجا لازم است توضیح دهم  

 

که  این دریاچه بدلیل اقلیمی بشذت سرد بود و چندین ماه از سال کاملا یخبندان است  

 

وهیچ ماهی از سالی به سال دیگر زنده نمی ماند بلکه هرسال بعد از ذوب شدن یخها  

 

مسئولین مربوطه اردبیل صدها هزار بچه ماهی سه گرمی را از جایی دیگر میاورند و  

 

در این دریاچه رها می سازند و این ماهیها نیز فقط از گاماروس ویا به عبارتی نوعی  

 

میگوی بسیار کوچک همان دریاچه تغذیه می کند ودر مدت بسیار کوتاهی بر خلاف هر  

 

جایی از جهان بشدت رشد میکند که تا حدود یک و نیم کیلویی نیز در طول سه ماه رشد  

 

وزنی دارد. و اینجانب سالها قبل در مجله علمی دانستنیها خوانده بودم که ماهی دریاچه  

 

نئور لذیذترین ماهی قزل الای جهان است ولی تجربه نکرده بودیم که تجربه کردیم و  

 

انصافا نیز درست است. مسئولین مربوطه دریاچه مبلغی ناچیز برای صدور مجوز  

 

میگیرند تا فقط با قلاب مراجعین ماهی بگیرند و توضیح مهم : که ماهی ان دریاچه زیبا  

 

فقط  قزل الاست است که لذیذترین است و برای شکار نیز بدلیل مقاومت شدید  

 

لذتبخشترین  شکار است. در هر صورت همه منتظر بودیم که چشممان بدیدن ماهی قزل  

 

الای رنگین کمان در ان هوای زیبا و طبیعت بیاد ماندنی روشن شود و قلابها در اب بود  

 

و  بصورت زیر ابی قلاب انداخته بودیم که ناگهان زنگوله یکی از قلابها بشدت زنگ زد  

 

و چوب لرزید و نیز در داخل دریاچه شاید پانصد متر مربع اب را ماهی به قلاب افتاده  

 

با  حرکات شدید خود به هم زده بود که نخ را کم کم کشیدیم و ماهی را بعد از ده دقیقه  

 

مقاومت در دو متری خود در داخل اب دیدیم و بلاخره بیرون کشیدیم غوغایی بود بین  

 

دوستان. ما با وجود اینکه همه نوع غذا برده بودیم ولی از شوق ولذت ماهیگیری اصلا  

 

غذا  خوردن و ناهار بیادمان نیفتاد. البته خانواده های بسیاری هم از شهرهای مختلف  

 

کشور که برای سیاحت امده بودند هم استراحت و هم به ماهیگیری مشغول بودند و از  

 

طبیعت زیبا استفاده می کردند .تا اینکه بعد از اولین ماهی زنگ چوب دیگری بشدت به  

 

صدا در امد و ماهیهیا به قلابها می افتاد ولی قسمت بسیار زیادی از ماهیهای به قلاب  

 

افتاده  در اخرین لحظه بیرون کشیدن از اب در می رفتند که شاید جالب باشد بگویم که  

 

در  همان کنار اب نماز ظهر می خواندم که یک ماهی بزرگ به قلاب من افتاد. هنوز از  

 

ان  طور نماز خواندن استغفار به درگاه خداوند می کنم که حواسم به افتادن ماهی به  

 

قلاب  پرت شد وبلاخره نماز را خواندم ولی رفیقم ماهی را که می خواست بکشد ماهی  

 

زرنگتر از رفیقم بود و از دستش در رفته بود. بلاخره تا غروب یک کیسه پر ماهی قزل  

 

الا گرفتیم ولی دوستان گل:ما 8 رفیق بودیم و دوستی 9 تا ماهی گرفته بود و دوستی  

 

دیگر  یک ماهی. عرف و اخلاق و رفتار دوستان شکار این است که همه را به نسبت  

 

مساوی تقسم کردیم تا هر کسی برای خانواده خودش این سوغاتی را ببرد شیرین ترین  

 

خاطره بود زیبا ترین طبیعت ولذتبخشترین ماهیگیری ویکی از لذتبخشترین ورزشها و  

 

بهترین رفاقت و دوستی